تبلیغات
آلاء
» خادم الرضا » و جعل بینکم مودة و رحمة

با سلام به همگی همراهان همیشگی وبلاگ که البته باید تعدادشون کم شده باشه بدلیل تاخیر بنده در آپدیت!
هر چند امیدوارم با توضیحاتی که قبلا در مورد Google reader یا بقول بچه ها ؛ گودری، داده ام از آپدیتهای وبلاگ دور نمانید.
در این ایام میروم تا صحت وعده ی خدا را تجربه کنم که فرمود :

و جعل بینکم مودة و رحمة

امیدوارم دوستان نیز ما را از دعای خیرشان فراموش نسازند




نوشته شده در جمعه 1 آذر 1387 ، ساعت 01:40 ب.ظ    نفر تذکر دادن !

شریعت , » خادم الرضا » « روزهای نحس و نحوست ایام » و نگاهی به قرآن و حدیث


ماده (ن)(ح)(س) سه بار در قرآن آمده :

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ ﴿19قمر
ما تندباد وحشتناک و سردی را در یک روز شوم مستمر بر آنان فرستادیم

فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیَّامٍ نَحِسَاتٍ لِنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا

وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَىٰ وَهُمْ لَا یُنْصَرُونَ ﴿16فصلت
سرانجام تندبادی شدید و هول‌انگیز و سرد و سخت در روزهایی شوم و پرغبار بر آنها فرستادیم تا عذاب خوارکننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم؛ و عذاب آخرت از آن هم خوارکننده‌تر است، و (از هیچ طرف) یاری نمی‌شوند!

یُرْسَلُ عَلَیْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ ﴿35رحمن
بر شما شعله هایی از آتش بی دود و دود آتش آلود فرستاده خواهد شد، در نتیجه نمی توانید یکدیگر را [برای دفع عذاب] یاری دهید!

نحس : أصل النحس أن یحمر الأفق فیصیر كالنحاس. أی لهب بلا دخان، فصار ذلك مثلا للشؤم. (مفردات راغب)
اصل نحس به معنای قرمزی افق و شبیه نـُـحاس (مس یا سرب مذاب) یا آتش بدون دود است. که برای شومی مثل شده است.

خب گذشته از آیه سوم ، دو آیه اول مربوط به هلاکت قوم عاد با «ریح» و «صرصر» است. منظور از «ایام نحسات» هم 7شب و 8 روزی است که باد عذاب بر انها وزید : سَخَّرَهَا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیَالٍ وَثَمَانِیَةَ أَیَّامٍ حُسُومًا [7حاقة]

در باب اینکه آیا کلمه «مستمر» در آیه مورد بحث ، صفت روز است یا نحس، بحثهایی شده است.

ظاهر آن است که شومی و مبارکی روزها در اثر اتفاقاتی است که در آنها می‏افتد. مثلا میگوییم روز بیست و هفتم رجب روز مبارکی است چون که بعثت خاتم الانبیاء «صلی الله ‏علیه و اله» در آن بوده و یا بیست و هشتم ماه صفر، شوم است که آن حضرت از دنیا رفته، و گرنه وقت من حیث وقت، و زمان من حیث زمان به شومی و برکت توصیف نمی‏شود و یا اینکه فرموده «لیلةالقدر خیر من الف شهر» از آن جهت است که قرآن در آن نازل شده و تقدیرات سالانه در آن شب است و یا عبادت آن بهتر از هزار ماه است.

بنابراین راجع به قوم عاد که قرآن «اَیّامٍ نَحِسات» یا «فی یَومِ نَحسٍ» فرموده برای آنست که قوم عاد در آنروزها هلاک شدند و نحوست در اثر عذاب بود نه در زمان من حیث زمان.

در تحف العقول از حسن بن مسعود نقل شده که :

به محضرامام علی النقی علیه السلام مشرف شدم در راه انگشتم زخم برداشت و سواری بر من تنه زد و به میان جمعی انبوه وارد شدم که قسمتی از لباسم را پاره کردند.
گفتم : «کَفانِیَ اللهُ شَرَکَ مِنْ یَوْمٍ فَمااَیْشَمَکَ» ای روز، خدا مرا از شر تو کفایت کندچه روز شومی؟!
امام علیه السلام چون این بشنید فرمود :
«یا حَسَنُ هذا وَاَنْتَ تَغَشانا تَرْمی بِذَنْبِکَ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ» ای حسن پیش ما می‏آیی و گناه خویش را به کسی بی‏گناه نسبت می‏دهی؟!
گوید : عقل من به خودم برگشت و متوجه خطای خود شدم. گفتم: آقای من از خدا آمرزش می‏خواهم فرمود :
«یا حَسَنُ ماذَنْبُ الْاَیَّامِ حَتَّی صِرْتُمْ نَتَشَّئَمُونَ بِها اِذا جُوزَیْتُمْ بِاَعْملِکُمْ فیها» ای حسن روزها چه گناهی دارند که چون با اعمالتان مجازات می‏شوید روزها را شوم می‏پندارید. ... تا فرمود :
«لاتَعْدُ وَلاتَجْعَلْ لِلْاَیَام صُنْعاً فی حُکْمِ اللهِ، قالَ الْحَسَنُ : بَلی یا مَوْلایَ» دیگر چنین مگو و روزها را در کار خدا دخیل ندان، گفت: چشم مولای من.

حدیث صریح است در اینکه زمان و وقت را سعد و نحسی نیست.

در وسائل کتاب حج ابواب آداب السفر باب هشتم نقل شده :

بعضی از اهل بغداد بابی الحسن ثانی علیه‏السلام نوشتتند و از مسافرت در آخرین چهارشنبه ماه سوال کرد.
امام علیه ‏السلام در جواب نوشت : هر که در آخرین چهارشنبه ماه بقصد مخالفت با اهل فال بد خارج شود از هر آفت محفوظ بوده و از هر بلا معاف شده و خدا حاجتش را قضا خواهد فرمود.
حدیث شریف نحس بودن چهار شنبه را نفی می‏کند.

در باب چهارم در ضمن حدیثی امام صادق علیه‏السلام روز دوشنبه را شوم فرموده که «فَقَدْنافیهِ نَبِینَّا وَ ارْتَفَعَ الْوَحْیُ عَنَّا» شوم بودن در اثر رحلت آن حضرت و برداشته شدن وحی است. نه اینکه ذات روز شوم باشد. (رجوع شود به وسائل ابواب آداب سفر)

با تدبر در روایات قطع نظر از سند آنها خواهیم دید نحوست و برکت آنها به ملاحظه واقعاتی است که در آنها رخ داده است.






نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور 1387 ، ساعت 03:09 ق.ظ    نفر تذکر دادن !

نعمت ولایت , » خادم الرضا » به دنبال حقیقت تا هند

این چهارمین روزی بود که من مقابل صومعه روی تخت سنگ های کوهستان نشسته و چشم به دروازه ی آن دوخته بودم. در این چهار روز بی آن که ضربه ای به در زده یا آن که ندایی داده باشم، یک سره انتظار لحظه ای را می کشیدم که قامت آن مرد عجیب در مقابل در ظاهر شود و من او را از نزدیک ببینم، کسی که برای دیدن او رنج این سفر دور و دراز را بر خود هموار ساختم تا آخرین راز ناشناخته ی عمرم را از او بپرسم.

در همان حال به گذشته می اندیشیدم. از آن روزی که به کسوت راهبان درآمده بودم با خود عهد کردم که هر آن چه دانستنی در زمین است بیاموزم تا در میان مسیحیان مردی داناتر از من نباشد. به این دانسته های خود دلخوش بودم که آوازه ی آن مرد هندی به گوشم رسید که یک شبه به بیت المقدس سفر نموده و باز می گشت.

چون از سرّ این قدرت جویا شدم، به من گفتند او از راز آن اسمی با خبر شده که آصف بن برخیا تخت ملکه ی سبا را با آن نزد سلیمان آورد. به من گفتند که او در صومعه ای در میان کوه ها زندگی می کند. در میان آن دیر نهر آبی جاری است که او از آن می آشامد و مزرعه ی کوچکی که بدون هیچ بذر و باغبانی حاصل می دهد. او پیوسته در آن جا به عبادت مشغول بوده و از آن خارج نمی گردد... .

لذا مصمم شدم که به صومعه ی او در هند سفر کرده و علم آن اسم را از وی بیاموزم. پس بار سفر بسته و دیار خود یمن را ترک گفته و دشت ها و بیابان های زیادی را پشت سر نهاده و سرانجام خود را به این دیر رسانیدم.

حالا من این جا پشت درهای بسته به انتظار نشسته بودم. یعنی می شد معجزه ای اتفاق افتد و مرد دیر نشین خارج شود و من او را ببینم.

سرانجام آن معجزه رخ داد. همان طور که نشسته بودم، صدایی شنیدم. چون روی برگرداندم گاوی را دیدم که بر پشت آن هیزم بسته بودند. حیوان که گویی راه خود را می شناخت به در نزدیک شد و با فشار سر آن را باز کرد و وارد شد. من نیز به دنبال گاو روانه گشته و پای به خانه نهادم.

چون چند قدم به جلو برداشتم، مرد را دیدم که زیر آسمان به مناجات و دعا ایستاده بود. گاه به آسمان می نگریست و اشک ریزان نجوا می نمود. گاه به زمین و گاه به کوه ها. قطرات اشک روی گونه هایش می لغزید و فرو می افتاد.

من به او نزدیک شده و گفتم: سبحان الله! مثل تو در این زمانه چه قدر کم پیدا می شود.

مرد گفت: نه چنین نیست. من تنها یکی از موالیان آن مردی هستم که تو هنگام آمدن به این جا از کنار سرزمین او گذشتی.

آن روز من سرگذشت خود را با مرد دیر نشین در میان نهاده و به او گفتم: من شنیده ام که تو نامی از نام های پروردگار را آموخته ای و به کمک آن یک شبه به بیت المقدس رفته و باز می گردی. من آمده ام تا آن نام را از تو فرا بگیرم.

مرد بی توجه به سؤال من پرسید: آیا تو می دانی که بیت المقدس کجاست؟!

گفتم: بله در شام است.

او گفت: بله در شام نیز جایی هست که محراب پیامبران بوده لکن این که من می گویم جایگاه پاک و مطهر اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله می باشد.

من سخن او را قطع نموده و گفتم: در هر حال ای مرد عابد من به خاطر تو رنج سفر را بر خود هموار ساخته، از شهری به شهری آمده و از دریا ها عبور نموده و شب ها را با ترس به صبح رسانیده و روزها را ناامیدانه طی مسافت نمودم و اکنون به دیر تو رسیدم و از تو می خواهم که راز آن اسم مقدس را به من بیاموزی تا من نیز چون تو علم آن را بدانم.

مرد دیر نشین دقایقی در صورت من خیره شد و چنین گفت: ای مرد از سیمای تو چنین بر می آید که انسانی پاک نهاد می باشی و نطفه ی تو بسته نگردیده مگر در حالتی که والدین تو دعا خوانده و شب زنده داری نموده و عاقبت به خیری تو را از خدا خواسته بودند. من اکنون برای تو تکلیفی مهم تر از این نمی بینم که از همان مسیری که آمده ای برگردی و خود را به مدینه ی طیبه ی پیامبر صلی الله علیه و آله برسانی. وقتی که به شهر رسیدی ابتدا سه روز صبر کن که کسی متوجه علت حضور تو نشود. سپس با این نشانه هایی که به تو می دهم خود را به مجلس موسی بن جعفر برسان. آن گاه سلام مرا به او ابلاغ نما و آن چه لازمه ی سعادت خود می دانی از او سوال کن.

آن چنان محو گفتار مرد دیر نشین گشته بودم که بی هیچ سوال دیگری راه خویش را پیش گرفته و با نشانه ای که او داده بود خود را به مدینه رسانیدم. و اینک در خدمت شما ایستاده ام.

راهب سخن خویش را به پایان برده و با تواضع و ادب سر فرو افکنده در انتظار کلام امام ماند.

امام کاظم علیه السلام در حالی که لبخندی بر لب داشت فرمود: ای راهب یقینا آن مرد دیر نشیم محبت و خیرخواهی را در حق تو تمام نموده و تو را به سوی سعادت رهنما گشته.

راهب پرسید: فدایت شوم نام او چیست؟!

امام فرمود: او مردی ایرانی به نام متمم بن فیروز است از کسانی که به خداوند ایمان آورده و با اخلاص و یقین او را اطاعت می نماید. او از بیم گمراهان سرزمین خود به کوه پناه برده و در مکانی که برای خویش ساخته به عبادت مشغول می باشد. هر سال به نیروی الهی دو بار به مکه آمده و حج عمره به جای می آورد. می بینی که خداوند این گونه شکر گزاران را پاداش می دهد. اکنون پرسش های خود را بپرس.

پس راهب سوال های خویش را از امام پرسیده و پاسخ آن را تمام و کمال دریافت نمود. سپس شهادتین بر زبان آورده و مسلمان گردید.

***

آنچه خواندید ترجمه ای آزاد بود از ....

لینکهای روزانه :

.........

ادامه مطلب رو اینجا ببینین ...



نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر 1387 ، ساعت 11:07 ق.ظ    نفر تذکر دادن !

سایتها

عصام العماد
مبلغ
آقای بهجت
آقای جعفر سبحانی
آقای وحید
سید صادق روحانی
سید صادق شیرازی
آقای صافی
آقای حسن میلانی
آقای علی میلانی
آقای سیستانی
الشیعه
بانک صوت و فیلم و موبایل
طهور
دانلود کتب دینی
گناباد110
بینش نو
علی ربانی
کاتبان
علامه عسکری
شبکه شارح
مجلات نور
آقای قزوینی
متعه
یا حق
پدر مهربان
رجیم
بهایی پژوهی
حدیث و آیه روز برای وبلاگها
*زیارت آنلاین حرم حسینی
وبلاگها

حسینی ورجانی (-)
وبلاگ فقیه (-)
سلمان (-)
من ومتعه ام (-)
مولوی‌پژوهی (-)
سیاه مشق (-)
پیامکهای مثبت (-)
شیعه و منابع عامه (-)
نقد ملاصدرا (-)
عرفان محی الدین (-)
تازه‌ها (-)
نقطه صفر (-)
تربیت (-)
توسل به فاطمه (روحانی معرّف فقرای قم) (-)
آینه عبرت (-)
آخرین ستاره (-)
حسن انصاری (-)
شیعیان اهل سنت واقعی (-)
آهستان (-)
اسلام مخالف بیفکری (-)
حقیقت (-)
چکیده ای از اسلام (-)
اباصالح (-)
کهف اصحاب [جدید] (-)
ردپای انگلیس در بروجرد (-)
یادداشتهای1روحانی (-)
شیطان (-)
علامه عسکری (-)
مناظرات دینی (-)
عدل الهی (-)
عشقی (-)
طلاب شریف (-)
مرکز شهید آوینی (-)
شمرشناسی (-)
عطای کثیر (-)
خرقه پشمینه (-)
اهل حق (-)
آرشیو لینك وبلاگها
آرشیو بر حسب نویسنده آرشیو بر حسب تاریخ
خادم الرضا (54)
خادم الزینب (3)
آذر 1387 (1)
شهریور 1387 (1)
تیر 1387 (1)
خرداد 1387 (2)
اردیبهشت 1387 (1)
فروردین 1387 (1)
اسفند 1386 (3)
بهمن 1386 (3)
دی 1386 (8)
آذر 1386 (4)
آبان 1386 (4)
مهر 1386 (4)
شهریور 1386 (7)
مرداد 1386 (5)
تیر 1386 (5)
خرداد 1386 (4)
اردیبهشت 1386 (3)
آرشیو بر حسب موضوعات
بدون شرح! (1)
کامپیوتر و مبایل (12)
شریعت (23)
باز هم جمعه (2)
نعمت ولایت (13)
دل نوشته (1)
آنچه گذشت (2)
نجوم (1)
تصویر (1)

   آمار وبلاگ
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
تعداد کل بازدیدها :
تعداد مطالب :
تعداد نظرات دوستان :




لینک RSS وبلاگ ما  
اگه نمیدونین RSS چیه ، این مطلب رو بخونین!
و اینو در باره کار عملی باهاش


ala.mihanblog.com
ala.MyBlog.ir
ala.weblog.sh
ala.muslimblog.ir
ala.bigestblog.com
آیه امروز :

درباره نویسندگان وبلاگ آلاء


آخرین مطالب دوستان ویژه!
 

لیست فوق اکثرا بطور «خودکار» بروز میشود لذا محتوای آن لزوما مورد تایید نیست!
عنوان 60 مطلب اخیر :

% و جعل بینکم مودة و رحمة
% « روزهای نحس و نحوست ایام » و نگاهی به قرآن و حدیث
% به دنبال حقیقت تا هند
% راهنمای کامل قرار دادن عکس در وبلاگ
% ایوب
% اجازه و اذن پدر برای ازدواج دختر
% ارزش و آداب « دعا »
% ساخت کتاب برای موبایل با پرنیان
% باز کردن فایل های آفیس 2007
% بچه مرشد!
% موانع فهم حدیث
% کار با یوتیوب (youtube) و پخش و تبدیل FLV
% امام علی فرزند حسین علیه السلام
% جلوگیری از بیماریهای چشمی وعضلانی کار با کامپیوتر
% بذلتم انفسکم فی مرضاته

صفحات :    1    2    3    4    5    6    7    ...